اصول هیات داری و آسیب شناسی هیات های مذهبی (11) : سخنرانی و آسیب شناسی آن

قسمت یازدهم: سخنرانی و آسیب شناسی آن

یک) انتخاب سخنران

علما و روحانیان محترمند و باید به آنان به عنوان سربازان امام زمان علیه السلام و کسانی که کارشناسان دین هستند نگریست؛ ولی بی شک در میان آنان کسانی هستند که توانایی ها و استعدادهایشان با هیات بیشتر تناسب دارد و برای سخنرانی در هیات یا مشاوره با جوانان مناسب ترند؛ بنابر این در مرحله اول مدیر هیات وظیفه دارد با راهنمایی و تحت اشراف مشاور هیات، سخنرانی انتخاب و دعوت کند که با مخاطبان هیاتی آشنا باشد و بتواند با آنان ارتباط دوستانه برقرار کند.

در تعیین سخنران چند ملاک مهم است:

۱/ اخلاق عملی، خوش خلقی و عدالت

۲/ سطح سواد و فضل علمی؛ سخنران هیات باید کسی باشد که حداقل وارد سطح عالی حوزه شده باشد و مقداری با دروس خارج حوزه آشنایی داشته باشد و در صورت عدم دسترسی به چنین فردی باید به نزدیک ترین افراد به این سطح اکتفا کرد. به خصوص اگر یک سخنران در مجامع علمی صحبت می کند باید نسبت به ادبیات عرب و زبان عربی آشنایی خوبی داشته و از حافظه متوسطی برخوردار باشد.

توجه: به طور جد و به جهت وجود آفات زیاد، سخنرانی افراد غیر متخصص (غیر کارشناس حوزوی) در هیات هایی که توان دعوت از کارشناس دینی حوزوی را دارند رد می شود.

۳/بیان ساده، روان، منطقی و مناسب با سطح مخاطبان

۴/ توانایی ارتباط و پاسخ گویی به سوالات متداول مستمعان.

۵/ ارتباط منظم و مستمر با هیات؛ حتی شده برای یک دهه در سال.

۶/ وقت گذاشتن برای هیات.

توجه:

۱/ مردم سخنران را به عنوان کارشناس اسلام می شناسند و می خواهند از نزدیک با او درد دل کنند و چهره به چهره گفتگو نمایند و به خصوص سوالات شرعی و فقهی خود را از او بپرسند. بهترین سخنران هم اگر نتواند وقت کافی در اختیار مستمعان قرار دهد و با آنان از نزدیک و خارج از تریبون سخنرانی به گفت و گو بنشیند، کارآمدی لازم را نخواهد داشت و چنین سخنرانی تنها در صورتی مفید برای یک هیات است که واقعا فوق العادگی های دیگری از نظر علمی و عملی داشته باشد که تا حدودی جبران کننده ی این نقص است. صرف خوب حرف زدن و استعداد سخنرانی داشتن نمی تواند درد زیادی از دین داری مردم و گرایش مردم به معنویت حل کند؛ باید مردم با چشم هایشان دین داری را حس کنند با سخنران هیات به گفت و گو بنشینند و او نیز در جریان برخی از امور روز مره آنان قرار گیرد و  مخاطبان از او راهنمایی بخواهند؛ همان کاری که ائمه جماعات مساجد باید متکفل آن باشند و این روش معروف است به تبلیغ چهره به چهره. سخنرانی که فقط بخواهد هنر سخنرانی خود را به رخ مخاطبان بکشد هر چند زحمت زیادی کشیده است ولی حداکثر بین ۱۰ تا ۲۰ درصد می تواند بر گرایش مردم به دین اثر گذار باشد. باید توجه داشت که وظیفه مهم تر اسلام شناسان حفظ اسلام است و حفظ اسلام اگر با عمل و رفتار اسلامی توام نباشد، مخالف اسلام است و سیره معصومان ع به خوبی بیان گر اسلام عملی است و  سرشار از  بیان معارف توام با عمل به آموزه ها و حرکت و ایثار برای حفظ اسلام. سخنران باید گاهی سر زده و گاهی با قرار قبلی به منزل مستمعان خود برود و حرف های دینی و غیر دینی آنان را بشنود. سخنران باید بعد از سخنرانی و به خصوص در پایان هیات به میان مستمعان برود، با آنان گفت و گو و احوال پرسی کند، به آنان احترام نماید، به پیر ترها و جوانان اهمیت دهد و خلاصه مانند رفیقی صمیمی و محترم با آنان برخورد کند و تکلف بین خود و مخاطبان را بردارد و نگاه نکند که این کار ممکن است شان و کلاس او را پایین بیاورد که مطمئنا هم اینها شان نیست بلکه به نظر حقیر شر و وسوسه ی شیطان است.

۲/ سخنران محترم و همین طور مداح عزیز باید بداند که پیرو دینی است که بزرگانش با مردم به تواضع و راحتی معاشرت داشتند؛ لذا تکلّف و سختی روابط با مردم را از میان بردارند و طوری برخورد نکنند که مردم و میزبانان در ارتباط با ایشان به دشواری بیفتند. گاهی تعارفات زیاد میزبان جلسه را به اضطراب و سردرگمی می اندازد.

3/ سخنران باید انذار و ترساندن از عذاب الهی را در سخنرانی ها بیش از بشارت و امید مطرح کند و مراقب باشد که در روایات به خصوص در صحیفه سجادیه امام سجاد ع این روش را معیار و ملاک تربیت می داند.1

دو) سخنرانی شغل نیست، راهی برای بیان و گرایش به مکتب اهل بیت ع است

حفظ برخی داستان ها و بالا و پایین کردن صدا کاری است که شاید خیلی ها هم با تمرین توانایی آن را به دست می آورند. سخنران محترمی که مستمعان زیادی هم دارد در صورتی می تواند آنان را در دین داری نگه دارد که ضمن آشنایی خوبی که از مبانی دین دارد، عمل دینی را به عنوان یک اصل و رکن اساسی به مردم بنمایاند. دین یعنی عمل و مردم با حرف تنها دین دار نمی شوند. اینکه برخی سخنران ها اسلام را در خطر می بینند و همه جا حضور دارند و هر مجلسی که دعوت می شوند جواب مثبت می دهند، مشکلی حل نمی کند. نهایت امر این است که آنان را به صدا و سیما دعوت کنند تا سخنانشان به گوش عده بیشتری برسد ولی آیا با این کار معنویت جامعه افزون می شود و اگر می شود تا چه حد؟ مگر نمی شود صدا و سیما هر روز برای مردم سخنرانی علمای بزرگ را پخش کند که خطای کمتری هم از نظر علمی و عملی دارند؟ باید سخنرانان محترم باور کنند که زیاد این طرف و آن طرف رفتن کاری را حل نمی کند بلکه تقوا و عمل صالح است که کار گشاست. پیامبر خدا ص هم بیش از آن که برای مردم سخنرانی کرده باشد راهنمای واقعی و گوش شنوا برای مردم بوده است و… .چه اشکالی دارد که سخنران همان یک مجلسی  که دعوت شده خوب اداره کند (متاسفانه گاهی شنیده میشود سخنران محترمی یک مجلس را به خاطر جمعیت کمش زودتر تمام می کند که به مجالس با کلاس تری برسد) چه اشکالی دارد سخنران محترم بعد از هیات در میان مخاطبان توقف داشته باشد و احیانا سوالی را جواب دهد آیا این اثرش کمتر از ده سخنرانی در یک روز است؟! گاهی به خاطر اینکه عده زیادی از ما بهره ببرند احساس وظیفه کرده و در عوض یکی دو نفر که واقعا سوال مهمی دارند به بعد ارجاع می دهیم و حال آنکه آن شخص دیگر هیچ وقت رجوع نمی کند. والعاقبة للمتقین

سه) خوش قول بودن

سخنران باید نسبت به عهد و پیمانی که با مردم می بندد پایبند باشد و نباید خدای ناکرده به جهت وعده های مادی بیشتر یا جمعیت و شهرت، وظیفه الهی خود را فراموش کند. سخنرانی که خدای ناکرده تا جمعیت و بنر و تبلیغات گسترده را دید، هیات کم جمعیتی را که قبلا قول سخنرانی در آن داده بود، رد می کند نباید به عنوان سخنران یا مشاور هیات استفاده شود.

توجه:

۱/ هیات ها مراکز اصلی نیرو سازی در نظام اسلامی هستند و وظیفه اصلی شان تربیت و هدایت نیروهای با تقوا، کارآمد و انقلابی است؛ به هیچ وجه نباید به جهت مسائل حاشیه ای این اصل نادیده گرفته شود؛ لذا سخنرانی که در یک هیات دعوت می شود باید کسی باشد که هدفش در راستای اهداف هیات تعریف شده باشد و تا آخر در خدمت هیات و اهداف آن باشد؛ چنانچه یک امام جماعت خود را مکلف می داند به هر مقام و منصبی که رسید سنگر مسجد را از دست ندهد و همیشه امامت جماعت مسجد بماند.

۲/ لازم است برای تکمیل این مطلب لا اقل به قسمت اول و سوم یادداشت ها مراجعه شود.

چهار) عدم دخالت در امور جزیی و سلیقه ای هیات

سخنران باید با اعضای هیات طوری دوستانه و پدرانه برخورد کند که آنان او را در امور هیات دخالت داده و در مشکلات از وی راهنمایی بخواهند ولی نباید به جهت اینکه تریبون هیات در دست اوست یا عده و عده ای پیدا کرده هر آنچه در مورد اداره هیات به نظرش رسید بیان کند و به این و آن بگوید و باعث اختلاف در بین اعضای هیات شود یا در مورد نظراتی که می دهد به سرعت انتظار عمل داشته باشد یا به جهت مخالفت عملی با نظرات وی خدای ناکرده از هیات قهر کند. تنها چیزی که سخنران وظیفه دارد آن را با جدیت پیاده کند این است که احکام و واجب و حرام را در هیات به عنوان یک اصل نهادینه کند و از ارتکاب حرام و ترک واجب اغماض و چشم پوشی نکرده و هیچ خلاف شرعی را اجازه ارتکاب ندهد و حتی در صورت لزوم نهی از منکر عملی، هیات را برای همیشه ترک کند.

پنج) بیان احکام شرعی

سخنرانی باید به هدف حرکت عملی به سمت دین آغاز شود و پایان یابد؛ بدین معنا که بتواند برای زندگی عملی و روزمره مخاطبان راهی مشخص کند به طوری که بعد از سخنرانی راهنمای خوبی برای رشد معنوی و مادی آنان باشد. اگر  کمی در شکل گیری حوزه های علمیه و هدف از تاسیس این جامعه بزرگ علمی تحقیق کنیم به این نتیجه می رسیم که وظیفه اصلی حوزه های علمیه از ابتدا تا کنون حفظ اسلام در قالب حفظ دستورات عملی بوده که در فقه اسلامی (احکام = باید و نبایدهای عملی) خلاصه می شود. سخنرانی که به عنوان نماینده حوزه علمیه و مکتب امام صادق ع  پا در عرصه هدایت و تعالی جامعه گذاشته است، باید یا خود قبل از سخنرانی به بیان مسائلی از فقه اسلامی و احکام بپردازد و یا یک شخص آگاه و کارشناس احکام را برای این کار مامور کند. سخنرانی که خود به بیان احکام اسلام اهمیت ندهد و یا به احکام و مسائل مورد نیاز مردم آگاهی نداشته باشد نسبت به پایه اصلی اسلام که مسائل عملی و اساس اسلام است بی توجه بوده و باید نسبت به روش  و راه خود تجدید نظر کند. فقهای بزرگوار شیعه سال ها زحمت می کشند که احکام اسلام و فقه آل محمد ص را از منابع استخراج کنند و در رساله ها و کتاب های استفتائات به مردم ارائه نمایند، چرا که مهم ترین وظیفه عالمان دینی فهم اعمال و دستورات دینی و گسترش آن در جوامع اسلامی است و این همان چیزی است که جامعه را بیمه خواهد کرد؛ بنابراین با این توجیحات که احکام کار یک سخنران نیست و یا وقت سخنرانی را می گیرد یا کلاس سخنرانی را پایین می آورد یا وقت زیادی برای تحقیق در زمینه احکام از سخنران خواهد گرفت نمی توان از این وظیفه اصلی و اولیه تفره رفت. از سوی دیگر سخنرانی که به این زیبایی می تواند مطالب اصلی، فرعی ، تاریخی و گاهی حاشیه ای دین را مطرح کند باید همان ذوق و استعداد را در جهت بیان مطالب اصلی و ارکان دین به کار گیرد. نباید کار به جایی برسد که بیان احکام که از ضروری ترین ارکان هیات است توسط شخصی که فهم دقیقی از دین ندارد بیان شود یا خدای ناکرده اشتباه و غلط بیان شود و ..2

توجه: گاهی انسان در مجالس سخنرانی که مینشیند سردرد می گیرد. از اینکه سخنران آنقدر با الفاظ بازی می کند که خودش هم نمی فهمد چه می گوید. اصلاً فکر نمی کند اینهمه جمعیت نیامده اند فضل و علم او را بفهمند، آمده اند دین خدا را بفهمند و عمل کنند.

1. مقام معظم رهبری: در دعاى صحيفه ى سجاديه يك جا حضرت سجاد (عليه السّلام) از طرف خودش به خداوند متعال عرض مى كند كه: «تفعل ذلك يا الهى بمن خوفه اكثر من رجائه لا ان يكون خوفه قنوطاً»؛ من خوفم از رجايم بيشتر است، نه اين كه مأيوس باشم. اين، يك اعلان رسمى و دستورالعمل است. خوف را همراه رجاء حتماً به دل ها بدميد؛ و خوف را بيشتر. اين كه ما آيات رحمت الهى را بخوانيم – كه بعضى از اين آيات و مبشرات، مخصوص يك دسته ى خاصى از مؤمنين است و به ما ربطى ندارد – و يك عده اى را غافل كنيم و نتيجه اش اين بشود كه خيال كنند – با يك توهّم معنويت – غرق در معنويتند و از واجبات و ضروريات دين در عمل غافل بمانند، درست نيست. در قرآن، بشارت مخصوص مؤمنين است؛ اما انذار براى همه است؛ مؤمن و كافر مورد انذارند. پيغمبر خدا گريه مى كند، شخصى عرض مى كند: يا رسول اللَّه! خداوند فرمود: «ليغفر لك اللَّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخر». اين گريه براى چيست؟ عرض مى كند: «أولا اكون عبدا شاكرا»؛ يعنى اگر شكر آن مغفرت را نكنم، پايه ى آن مغفرت سُست خواهد شد. در همه حال، انذار بايد بر دل ما و مستمعان ما حاكم باشد. راه، راهِ دشوارى است؛ بشر بايست خود را براى پيمودن اين راه و رسيدن به آن سرمنزل آماده كند. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار روحانيان و مبلغان در آستانه ى ماه محرم

2. مقام معظم رهبری (مدظله العالی): اگر ما به احکام اسلامی عمل بکنيم، اگر جامعه اسلامی، ايمان اسلامی را همراه با عمل به مقررات الهی تعقيب بکند، همان چيزی اتفاق خواهد افتاد که بشريت در طول تاريخ به دنبال آن بوده است؛ يعنی چه؟ يعنی آسايش و رفاه مادی، همراه با تکامل و پيشرفت و عروج معنوی. حديث ولايت، ج 7، ص 62.

آیت الله العظمی بهجت (ره):

همه می دانند که رساله عملیه را باید بنگرند و بخوانند و بفهمند و تطبیق عمل بر آن نمایند و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند… پس نمی توانند بگویند ما نمی دانیم چه کار بکنیم و چه کار نکنیم. برگی از دفتر آفتاب، ص 95 با مختصری ویرایش.

حضرت آيت الله خوشوقت (ره) : رساله عمليه اولين کتاب سعادت ساز شماست، رساله مرجع تقليد [ و هر کتابی که در بردارنده فتوای مرجع تقليد باشد]، اولين کتابی است که بر همه مسلمانان واجب است آن را بخوانند و ياد بگيرند و بعد عمل کنند؛ اين اولين کتاب است. اگر اين کتاب را جا بگذاريد و دنبال کتاب های ديگر برويد، از قافله سعادت و سلامت عقب مانده ايد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.