اصول هیات داری و آسیب شناسی هیات های مذهبی (9) : تجربیاتی برای مدیران

قسمت نهم: تجربیاتی برای مدیران

یک) صبر، عفو و تغافل

هیات با تمام زیبایی ها، برکات، ارزش های اسلامی، معنوی و انسانی اش یکی از صحنه های تجلی و رشد استعدادها و از معبرها و محل های تمرین سخت در تربیت مدیران موفق است؛ به تجربه ثابت شده کسانی که حداقل ۵ سال مدیریت یک هیات فعال مذهبی را به عهده گرفته اند، در آینده در پست ها و مسوولیت های اجتماعی، اداری، سیاسی و به ویژه خانوادگی که کمتر از دیگر مسوولیت ها نیست، بسیار موفق تر از دیگران عمل کرده اند و کارآمدی و مدیریتشان به خصوص در شرایط بحرانی قابل مقایسه با دیگران نیست.

مهم ترین عامل در موفقیت چنین  افرادی این است که هیات ها محل بروز اندیشه ها و استعدادها آن هم نوعاً در شرایط نامساعد مالی و اقتصادی است. یک مدیر موفق باید بتواند با استفاده از بستر هیات و به همان سبک سنتی، از منبع هزینه های اعضا و خیرین و با نبودن مکان مناسب برای برپایی مراسم و …. با فشارهای روانی زیادی نیز مبارزه کند. مدیر هیات باید تحمل شنیدن نظرات و انتقادات منطقی و غیر منطقی را داشته باشد و از قهر و بدبینی اعضا نرنجد؛ بلکه گوشی شنوا برای شنیدن نظرات آنان و در عین حال فکری تیز و قوی برای رفع و دفع موانع در مقابل ناملایمات و بحران ها داشته باشد. بسیاری از مواقع بین افراد هیات گفت و گوها، حسادت ها و اختلافاتی پیش می آید که مدیر باید با تدبیر و حوصله و البته زیرکی خاصی آن را به خوبی فیصله دهد؛ یک مدیر باید نسبت به بسیاری از حرف های نسنجیده ناشنوا باشد و خود را به غفلت بزند تا بتواند از شکست و ضعف مجموعه جلوگیری کند؛ لذا اگر یک مسوول هیات بخواهد هیاتی موفق داشته باشد که پس از یک دهه استعدادهای درخشانی در عرصه دین از آن به جامعه عرضه شوند باید صبر، گذشت و تغافلش زیاد باشد و این ها بدست نمی آید مگر با بالا بردن سطح ایمان و معنویت.

توجه: هیات هایی که یک دهه و بیش از آن از عمرشان می گذرد، هر چند نتوانسته باشند جمعیت زیادی جذب کنند، ولی به جهت استقامت و مقاومتی که داشته اند محترمند و باید به آنان با احترام و ادب نگریست.

دو) ارتباط با مشاور و کارشناس مذهبی (استاد اخلاق)

به طور معمول بیشتر مدیران هیات های مذهبی افرادی متدین هستند و نسبت به ارزش های اسلامی و اخلاقی حساس و پای بندند؛ ولی به هر حال برای دوری از غفلت و رشد ایمان نیاز به مشاوری امین و استادی مجرب و مورد اطمینان است. باید هر مدیری علاوه بر شرکت در جلسات اخلاق به صورت خصوصی نیز با یک مشاور مذهبی در ارتباط باشد و مسائل و مشکلات شخصی، خانوادگی و مدیریتی خود را با او در میان گذارد.

سه) بصیرت و زیرکی

یکی از استعدادهایی که باید در مدیر باشد زیرکی او و دوری از سطحی نگری و سادگی در امور و تصمیمات است که این ها با همنشینی انسان های عاقل و باتقوا به دست می آید و الا در اثر سادگی و سطحی نگری مدیر، این امکان وجود دارد که به کم ترین مناسبتی هیات منحرف یا تعطیل شود.

توجه: مدیر هیات و مجموعه ی فرهنگی باید نگاه مردم به مجموعه اش را رصد کند و برایش مهم باشد که مردم چه برداشتی از او و فعالیت هایش دارند. متاسفانه برخی از مدیران فقط سرشان به مدیریت مجموعه گرم است و نمی دانند که نگاه مردم به آنان آنطوری که خودشان فکر می کنند نیست. گاهی مدیران به قدری مجموعه را امنیتی و بسته بار می آورند که هر رهگذری را منزجر و منکدر می کند.

چهار) عدم دخالت در امور جزیی

اگر مدیر هیات بخواهد در تمام امور و حتی بخش هایی که به دیگران واگذار کرده به صورت جزیی دخالت کند و سعی داشته باشد که تمام مسائل طبق نظر وی انجام شود علاوه بر جلوگیری از رشد و بروز استعدادها، پس از مدت کمی مدیریتش ضعیف می شود و بین اعضای هیات اختلاف می افتد. مدیر باید در امور مهم دخالت کند و در بسیاری از موارد به سیاست گذاری، پیگیری و نظارت اکتفا کند.

پنج) اطلاع از مشکلات اعضا

مدیر هیات اگر از مشکلات اعضا با خبر نباشد، نمی تواند در به کار گیری استعدادها صحیح و به جا عمل کند. گاهی یک مشکل خانوادگی باعث می شود فردی نتواند به طور مستمر و جدی با هیات همکاری کند و در جلسات هفتگی حضور پیدا کند. اگر مدیر صرفا از اعضا کار و حضور بخواهد و آنان را با سخنرانی و بیان مطالب عاطفی به کار و حضور تحریک کند؛ ولی از سختی های زندگی اعضا مطلع نباشد و خدای ناکرده حرف های ناشایستی هم پشت سر آنان بزند؛ علاوه بر اینکه برداشت ها و تصمیمات ناصحیحی گرفته و به حرام افتاده است، از سیره و اخلاق اسلامی نیز دور خواهد شد و شان مدیریتی خود را از دست خواهد داد؛ چرا که اخلاق اسلامی اقتضا می کند با عدل و انصاف با افراد برخورد شود و نباید همه چیز را در هیات خلاصه کرد؛ به تجربه ثابت شده که گاهی یک سرکشی خانوادگی و رفع حاجت یا گفت و گوی دوستانه و به اصطلاح گفتمان ساده نه تنها مشکلات را حل کرده؛ بلکه یک عضو ساده را به عضوی فعال و ایثارگر تبدیل کرده اس (من قضی لاخیه المومن حاجة کان کمن عبدالله دهره). از سوی دیگر توقعات بی جای مدیر از یک شخص باعث می شود او برای همیشه هیات را ترک کند. مدیر موفق اگر هم بخواهد اعضا را در کارها بسیج کند خود باید اولین کسی باشد که با جان و دل برای هیات تلاش می کند نه اینکه به یک عنصر تشریفاتی تبدیل شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.